97/6/4

خرید بک لینک
خدایا میشه یه روز این سختی ها تموم شه و من تو خونه ی خودم با خیال راحت زندگی کنم. بدون استرس درس. بدون دغدغه دوری. یه شغل راحت و خوب داشته باشم. هر صبح برم سرکار. به فکر خونه و مهمونی دادن و گل و گیاهم باشم. من دیگه اصلا حوصله ی درس خوندن ندارم. حوصله ی تنها موندن ندارم. حوصله ی دوری ندارم. خدایا 3 سال دیگه مونده. اخرش قراره چی بشه مگه! من که میدونم کار پیدا نمیشه چرا دارم عمرمو اینجا هدر میدم اخه! میشه چشممو ببندم وقتی باز میکنم همه چی تموم شده باشه؟

کاش حداثل استادم انصاف می داشت. حالا که بیکارم میذاشت برم. اصلا خودش میگفت برو. چرا بمونم وقتی کایر از دستم بر نمیاد. چقدر بده ادم اینقدر به بقیه بی توجه باشه و فقط به فکر خودش باشه که شاید یه روز بتونه بیاد دانشگاه اونوقت زنگ بزنه منم برم اونجا بشینم تا اون پروپوزالمو بخونه منم نگاش کنم. خوش بحال مرجان چه استاد خوبی داره. چرا بعضی ها اینقدر خوش شانسن؟!!! پرا من هیچوقت شانس نیاوردم!!تو هیچ زمینه ایی اخه. خدایا شکرت ولی میشه یکم بیشتر به ما توجه کنی؟؟؟

روز نوشته ها...

ما را در سایت روز نوشته ها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 111 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 19:26

صفحه بندی