(2) 98/4/3

خرید بک لینک

امشب یاد تموم ارزوهام افتادم که بهشون نرسیدم. دوست دارم اینجا یادداشتشون کنم تا همیشه یادم باشه بذای بچه هام حداقل بتونم براورده کنم

از تولدهام بگم که دوست داشتم همیشه برام جشن بگیرن مخصوصا بعد از ازدواج و مخصوصا تولد سی سالگیم که امسال بود. دوست داشتم شروع دهه جدید زندگیم با یه اتفاق خاطره انگیز باشه ولی حیف که شوهری دارم سرد تر از زمستون و با این که زاهدان بودم فقط یک تبریک خشک خالی گفت. سال قبل بابام و نازنین واسمون تولد گرفتن. امسال که سومین تولدم بعد از متاهلی بود میصم هیچ کاری نکرد حتی کادو هم نداد

از کادوهایی که دوست داشتم واسم بگیره از حسرت یک بار سورپرایز شدن حتی شده با یک شاخه گل

از این که به حرفم گوش کنه وقتی از احساسم میگم روش تاثیری بذاره و رفتارشو عوض کنه

دام میخواد پیانو بگیرم و یاد بگیرم پیانو بزنم

دلم میخواد اسب سواری برم، جت اسکی، غواصی، برم کیش تو یک هتل شیک، هرچقدر دوست دارم خرید کنم و از تموم شدن پول هام عذاب وجدان نگیرم

مانتو و لباس های شیک و باکلاس داشته باشم، ساعت مچی های مختلف، عطر های خوش بو، یه خونه شیک و با کلاس نه این سوییت طبقه سوم خونه پدر شوهر کنار مرغ ها

من میصمو دوست داشتم هنوزم دوست دارم ولی اینی که الان هستم زندگی نبود که ارزو داشتم

چیزایی هست که حتی تو ارزوهام هم نمیتونم باور کنم بهشون برسم، سفرهای خارجی سالیانه، کنسرت ابی، ویلا، باغ

کاش بتونم به همشون برسم

نکنه دکتری گرفتن و هیئت علمی شدن هم بره تو لیست ارزوهای نرسیده م

روز نوشته ها...

ما را در سایت روز نوشته ها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 86 تاريخ: پنجشنبه 30 آبان 1398 ساعت: 16:51

صفحه بندی