زمان: عصر چهارشنبه، ماه رمضون
تنها (فروه هست) بدون میصم، تو یه خونه ی کوچیک وسط تهران، من اینجا چیکار میکنم اخه
مگه نباید الان سر خونه و زندگیم باشن، کنار شوهرم، تو آشپزخونه ی خونه ی خودم که با عشق چیدمش
چقدررر دلم تنگه واسه خونه م و میصمم
البته به این بدی هم که میگم نیست، بالاخره دارم درس میخونم، تلاش میکنم که آخرش بتونم میصمو خوشحال کنم
دلم برای گل های قشنگم تنگ شده، خدا کنه مامان میصم بهشون سر بزنه
.
.
.
حالا دیگه یه خانم متاهل 29 ساله هستم (در استانه ی سی سالگی). شوهرمو دوست دارم، خیلی بیشتر از قبل از ازدواج، همه ی زندگیم شده میصمم، نمیگم بدی نداره بهرحال هیچ کس کامل نیست منم اخلاق بد دارم (تتلو) ولی درکل خوبه، دانشجوی دکتری هستم، ترم دوم، دیگه اسم وبلاگم به شرایطم نمیخوره ولی عوضش نمیکنم
روز نوشته ها...
ما را در سایت روز نوشته ها دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 109